تاریخ : چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۰
0

باز آی و دل تنگ مرا مونس جان باش…

  • کد خبر : 184157
  • ۱۵ فروردین ۱۴۰۰ - ۱۰:۵۱
باز آی و دل تنگ مرا مونس جان باش…

مردی زیر لب زمزمه می‌کند که ای مرد همیشه جوان! میلادتان خجسته باد! و سپس با کمی حزن و اشک می‌گوید: حول حالنا به ظهور الحجه…

پایگاه خبری تحلیلی جمکران – وارد مسجد شدم. باورم نمی‌شد. صدای گنجشک‌ها بر صدای دلدادگان مهدوی غالب بود. روی لوسترهای مسجد، گنجشک نشسته بود. یاد حرم امام رئوف، امام هشتم افتادم. همونجا که گنبدش طلاس.

لب دیوارهای مسجد هم پرندگانی نشسته بودند.

یک یاکریم جلوی پایم در آن شلوغی کنترل شده مسجد راه می‌رفت.

مردم از کنارش رد می‌شدند و می‌گفتند مواظبش باشید له نشود.

صحنه جالبی بود.

ما، مسجدی با فرش‌های آبی‌رنگ مثل آسمان، کبوترها، لوسترها، یاکریم‌ها، گنجشک‌ها و.. و زائرها و مسافرانی که بودند.

جمع خوبی بود.

همه ماسک داریم.

امروز بیشتر از همیشه شبیه پرندگان هستیم. شاید چون ماسک داریم و بعد از مدت‌های مدید توانستیم به این سرسرا مشتاقانه قدم بگذاریم.

بعد از مدت‌ها کلنجار با ویروس کرونا، و یک سال دوری و فراغ از مسجد جمکران؛ امسال توانستیم برای ولادت حضرت صاحب الامر (عج) خودمان را به مسجد برسانیم.

مسجد مثل سال‌های گذشته شلوغ نیست. مردم رعایت می‌کنند.

برنامه‌های مسجد با دقت بیشتری نسبت به گذشته انجام می‌شود.

کودکان و خردسالان از مسافران مسجد، بسیار خوشحالند. از اینکه عید است. لباس نو بر تن دارند و در حیاط بزرگ مسجد حیات دارند و می‌توانند تا بی‌نهایت بدوند و گم نشوند و بدون هیچ لباس اضافه و سنگین زمستانی شادی ‌کنند. ماسک‌های کودکانه هم به صورت دارند. اما مادران و پدران از پشت ماسک‌هایشان حتی در این فضای روح‌بخش هنوز هم دغدغه‌مند هستند. دغدغه‌ای ادغام شده از وضعیت انتظار و وضعیت معیشت.

به حال خودم گریه می‌کنم. اینکه امروز در سن ۳۶ سالگی، بیشتر از همیشه شبیه گمشدگان هستم.

از آمار گمشدگان که می‌پرسم، خداراشکر امسال کمتر از سال‌های گذشته گمشده داشتیم اما امروز احساس کردم که انگار ما بزرگترها بیشتر از همیشه گمشده جهان خویش هستیم.

بزرگترهایی چون من در عین حال که راه‌ها و مسیرهای مادی را بلدند اما گمشده امام زمان خویش هستند و امام زمان خویش را انگار گم کرده‌اند و همچنان انتظار فرج را از بهار و باران و آسمان و زمان و مکان می‌خواهند…

در واقع مشکل از خود ماست که راه‌ها و مسیرهای معنوی و تقرب را نمی‌دانیم و بیشتر اهل شعار دادن هستیم و الا که به حضور منور و مقدس ایشان تشرف داشتیم.

به کبوترهای داخل مسجد نگاه می‌کنم. به همان‌ها که با سبکبالی هرچه بیشتر داخل مسجد، درون محراب، بالای پرده‌ها گاهی نشسته‌اند و آرام آرام خوشحالند و پرنده‌وار زیست دارند.

مردی زیر لب زمزمه می‌کند که ای مرد همیشه جوان! میلادتان خجسته باد! و سپس با کمی حزن و اشک می‌گوید: حول حالنا به ظهور الحجه… او امروز دیگر از لحاظ سن و سال جوان نیست. ولی مردی است که انگار عاشق امام زمان خویش است و این از نوشته‌هایش در کتبش پیدا است.

فواره‌های زلال و سپیدِ حوض‌های مسجد و روشنای غزلک‌های چشمه اشک چشم‌های دلدادگان مهدوی، را از خاطر می‌گذرانم. همان تصاویری را که همراه با نسیم بهاری، در حیاط مسجد قدم زنان می‌چرخیدم و قبل از ورود به مسجد نگاه می‌کردم.

کسی چه می‌داند، شاید همین ستاره‌ها که به عنوان اشک‌ از چشم‌ها جاری می‌شوند، همان باران باشد.

جانمازم را روبه‌روی محراب مسجد باز می‌کنم. همان‌جا که یک یاکریم از من به محراب نزدیک‌تر است و سرش را کج کرده و دارد به من نگاه می‌کند و گنجشک‌هایی که لی لی زنان در اطرافش در حال بازی کردن هستند.

سرم را به مهرمی‌گذارم. مثل همان جوان طلبه که مشتاقانه و سریع با صدای اذان، سجاده‌‌اش را به سمت قبله پهن کرد و با آستین‌های بالا زده و دست‌های‌ آب گرفته، سجده شکر به جا آورد و سپس آرام گفت: شکرلله، شکرلله، شکرلله…

اما من امروز فقط سرم را به مهر می‌گذارم و علیرغم تمام خودکشی‌های خودخواهانه‌ای که داشتم و شاید هنوز هم دارم، خداوند را شاکر و ممنونم. ممنونم که با وجودِ منیت‌هایی که سبب شد تا امروز و در این سن و سال، بتوانم حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف و امام عصر خویش را بطلبم و در نماز استغاثه بگویم: من العبد الذلیل الی المولی الجلیل… بایستم و زیر آسمانِ پرنور و نورانیِ مسجد مقدس جمکران بعد از نماز استغاثه به امام زمان (عج) بگویم: سلام الله الکامل التام الشامل العام… السلام علیکَ یا مولای یا صاحب الزمان… السلام علیکَ یامولایَ سلامَ مخلص لک فی الولایه….

صدای گنجشک‌ها و پرندگان هنوز در فضا وجود دارد. صدای دلدادگان هم وجود دارد. مثل صدای بانویی که با ماسک و دستکش، سرش را روی نرده جلوی محراب گذاشته و گریه می‌کند و می‌گوید: یاااا مهدی… و دیگران به او تسلی می‌دهند که ظاهرا عزیزانی را بر اثر ویروسی منحوس از دست داده و دعا می‌کرد تا امام زمان بیاید و خداوند به برکت قدوم منورش تمامی ویروس‌های مدرن را از ما دور کند…

 

 

لینک کوتاه : https://news.jamkaran.ir/?p=184157

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

تمام حقوق این وبگاه متعلق به مسجد مقدس جمکران است.